علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

487

آيين حكمرانى ( فارسى )

ماندگانى كه بدان آبادى درمىآيند [ از محل موجودى بيت المال ] فرمان مىدهد ؛ زيرا اين‌گونه موارد از حقوق يا استحقاق‌هاى لازم بر بيت المال است ، نه تكليف مردم . چنانچه مساجد محلات و بازارها يا مسجدهاى جامع نيز ويران شده باشند همين‌گونه خواهد بود . اما اگر بيت المال داراى چنين موجودىاى نباشد امر به ساختن برج و بارو ، تأمين آب آشاميدنى ، نوسازى مسجدها و تأمين نيازهاى در راه ماندگان كه بدين آبادى درمىآيند متوجه همهء ثروتمندان آن آبادى است و به فردى معيّن از مردم اختصاص نخواهد داشت . در اين فرض ، اگر ثروتمندان مستقيما خود كار بازسازى مسجد و برج و بارو را آغاز كنند يا به برآوردن نيازهاى در راه‌ماندگان بپردازند و عهده‌دار اين كار شوند ، نه محتسب حق امر كردنشان به اين كار را خواهد داشت و نه بر آنان لازم خواهد بود در اهتمام به در راه‌ماندگان يا بازسازى ويرانىها از محتسب كسب اجازه كنند . البته ، اگر آنان بخواهند باقيمانده‌هاى بنايى را كه قصد بازسازىاش را دارند تخريب كنند ، در آن برج و بارو و مسجدى كه به همهء مردم مربوط مىشود تنها در صورتى حق چنين كارى را دارا خواهند بود كه نه از محتسب بلكه از ولىّ امر كسب اجازه كنند تا او پس از تحصيل ضمانت لازم مبنى بر انجام بازسازى از سوى آنان به ايشان اجازه دهد . اما در مورد مسجدهاى اختصاصى طوايف و قبايل ، اين اقدام‌كنندگان مىتوانند از ولىّ امر اجازه نگيرند [ ، چنان‌كه از سوى ديگر ] بر محتسب است كه آنان را به تكميل بازسازى آنچه تخريب كرده‌اند الزام كند ، هرچند حق ندارد چنين الزامى را در مورد تكميل بناهايى كه خود آن‌ها را آغاز كرده‌اند متوجه آنان سازد . اما در صورتى كه ثروتمندان از بناى مجدد آنچه تخريب شده و يا نوسازى آنچه با خاك يكسان شده است خوددارى ورزند ، اگر همچنان آب هرچند اندك آن آبادى بسنده كند و سكونت در آن امكانپذير باشد محتسب مردم را با آن آبادى وامىگذارد ، ولى چنانچه به علت باز ايستادن آب شرب يا ويران شدن برج و باروى آبادى ماندن در آن امكانپذير نباشد بايد در وضعيت آن نگريست . اگر آن آبادى از آبادىهاى مرزىاى باشد كه واگذاشتنش ، به دار الاسلام زيان مىرساند براى ولىّ امر جايز نيست كوچيدن از آن را آزاد بگذارد و حكم چنين مسأله‌اى از اين نظر كه بايد ثروتمندان عهده‌دارش شوند حكم رخدادهاى پيش‌بينىنشدهء طبيعى است ؛ آنچه در چنين رخدادهايى محتسب انجام مىدهد آگاه كردن حكمران از مسأله و تشويق ثروتمندان قلمرو خويش است . اما اگر آن آبادى از آبادىهاى مرزى و ترك آن موجب زيان به دار الاسلام نباشد دشوارى كمتر و كار آسان‌تر است و محتسب حق ندارد مردم آن آبادى را